جنگ ميان مسلمانان و يهود اتّفاق افتاد . يهود امكانات فوقالعاده زيادى داشتند . الآن هم همين طور است . چند ميليون يهودى ، سياست دنيا را به دست گرفتهاند ؛ فقط به اين دليل كه از ثروت فوقالعاده بالايى برخوردارند .
در آن دوره هم يهود منطقهء خيبر ، هفت هشت قلعه داشتند كه بسيار مستحكم و داراى امكانات زيادى بود ، به طورى كه اگر دو سال هم درِ اين قلعهها بسته مىشد ، هيچ كس تشنه و گرسنه نمىماند .
چند سالى بود كه اين يهودىها از پشت به مسلمانان خنجر مىزدند ، از جمله در جنگ احزاب ، با اين كه از ابتدا با پيامبر ( ص ) قرار گذاشته بودند كه هيچ كدام عليه طرف ديگر كارشكنى نكنند و همديگر را در مقابل دشمن كمك كنند .
پيامبر ( ص ) هم ديدند چارهاى جز نابودى آنها نيست . مسلمانان اطراف قلعهها را گرفتند ، امّا هر چه تلاش كردند نتوانستند قلعهها را فتح كنند . روز اوّل ، سپاه اسلام به سركردگى ابوبكر براى فتح قلعهء خيبر اقدام كرد ، امّا موفّق نشد . روز دوّم به سركردگى عمر ، امّا باز هم موفّقيتى حاصل نشد .
همين ناكامىها ، علاوه بر جسورتر كردن يهوديان ، ترس و نااميدى عجيبى بين مسلمين به وجود آورده بود .
پيامبر ( ص ) نماز مغرب و عشاء را خواندند و بعد از آن فرمودند :
« لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَة غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٩٤