در برخى از نقلها آمده كه وقتى عمرو بن عبدود كشته شد ، خبر مرگش را براى خواهرش بردند . گفت : چه كسى بر چنين كارى جرأت كرده است ؟ گفتند : پسر ابوطالب . گفت : روزگارش جز به دست همتايى بزرگوار به پايان نرسيد . اشكم خشك نشود اگر بر او بگريم ! قهرمانان را كشت و با دلاوران جنگيد و مرگش به دست همتايى بود كه بزرگ قومش است . اى بنى عامر ، من افتخارى برتر از اين نشنيدهام ! سپس اين شعر را سرود : لو كان قاتل عمرو غير قاتله لكنت أبكى عليه آخر الأبد لكنّ قاتل عمترو لا يعاب به من كان يدعى قديما بيضه البلد « 2 » با قتل عمرو بن عبدود لرزهء عجيبى به سپاه مشركين وارد شد . به امر پروردگار عالم هم باد شديدى شروع به وزيدن كرد و همين باعث شد تمامى مشركين فرار كردند و ناكام به خانههاى خود بازگشتند . در ميان جنگهايى كه اتّفاق افتاد ، جنگ خندق و شجاعت بى مثال اميرالمؤمنين ( ع ) از برجستگى ويژهاى برخوردار بود .
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٩٣
جنگ ديگرى كه اسلام را در مخاطرهء عجيبى قرار داد ، جنگ خيبر بود . اين
هامش
( 2 ) . اگر قاتل عمرو غير از قاتل فعلىاش بود ، تا انتهاى ابديّت بر او مىگريستم .
امّا قاتل عمرو را عيبى نيست ؛ آن كه از قديم ، بزرگ شهر خوانده مىشده است . ( الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد ، ج 1 ، ص 107 )