در مدينه باقى گذاشتند و ايشان يك تنه در مقابل منافقين ايستادند . اين يك معنا از شجاعت . معناى دوّم شجاعت كه بالاتر از معناى اوّل است ، تسلط بر هوى و هوس و نفس امّاره است . پيامبراكرم ( ص ) مىفرمايند : « أَشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاه » « 1 » شجاع ترين مردم كسى است كه بر هواى نفس خود پيروز شود . و مسلّماً اين مرتبه از شجاعت بسيار بالاتر از مرتبهء اوّل است . لذا مشهور است كه پيامبراكرم ( ص ) گروهى را براى جنگ فرستادند . زمانى كه بازگشتند ، خطاب به آنان فرمودند : « مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِىَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ » آفرين بر قومى كه جهاد اصغر را انجام دادند ، امّا هنوز جهاد اكبر باقى مانده است . اصحاب پرسيدند : جهاد اكبر ديگر چيست ؟ حضرت فرمودند : « جِهَادُ النَّفْسِ » « 1 » و اميرالمؤمنين ( ع ) در اين مرتبه از شجاعت هم بىنظير بود . يك نمونهاش روايتى است كه قبلًا هم خواندم كه مىفرمايند :
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٦٧
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 395 .
( 1 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 12 .