كه نيامدهاند ، به محل غديرخم برسند . بعد از گرد آمدن بيش از صد هزار نفر در آن بيابان فرمودند : بايد پيامى از خداوند را به مردم برسانم و در غير اين صورت ، هيچ كارى نكردهام ، سپس اين آيه را قرائت فرمودند ، اين آيه ابتدا در مكّه و سپس در غديرخم نازل شد :
يا أيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزلَ إلَيْكَ منْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ
« 1 » اى پيامبر آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ( به مردم ) برسان و اگر ( چنين ) نكنى ، رسالت او را انجام ندادهاى ؛ خدا تو را از ( گزند ) مردم حفظ مىكند .
آنگاه نماز ظهر را خواندند و بر فراز يك بلندى رفته و به مردم فرمودند : « من به زودى از ميان شما خواهم رفت » ؛ سپس حديث ثقلين را خواندند و سپس فرمودند :
« الَسْتُ اوْلى بكُمْ منْ أنْفُسِكُمْ ؟ »
آيا من اولى به شما نيستم از خودتان ؟
معناى اين سخن اين است كه آيا من بر شما حكومت ندارم ؟ زيرا حكومت در اسلام كه از طرف خداى متعال به حاكم داده مىشود ، به اين معنى است كه خواست خدا در مال و جان و اولاد و همهء متصرّفات ، بر خواست ديگران مقدّم است ، چنان كه قرآن شريف مىفرمايد :
وَ مَا كَانَ لمُؤْمن وَ لامُؤْمنَة إذا قَضَىاللهُ وَ رَسُولُهُ أمْراً أنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَة مِنْ أمْرِهِمْ
« 2 »
هامش
( 1 ) مائده / 67
( 2 ) احزاب / 36