هنگامى كه على از دنيا رفت فرزندش حسن ، و سپس حجّت ، زمين را از عدل پر مىكند همانگونه كه از ظلم پر شده است .
4 - 5 امامت و ولايت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ( ع )
در خصوص ولايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) بيش از هزار دليل آورده شده و عالمان بزرگ شيعه و سنّى در اين باره كتابها نوشتهاند ، كتابهايى مانند : « عبقاتالانوار » ، « المراجعات » ، « الغدير » ، « احقاق الحق » از عالمان برجستهء شيعه و « خصائص أميرالمؤمنين » ، « ينابيع الموّدة » ، « فصول المهمّة » و « شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد » از عالمان بزرگ اهل سنّت . ما از بين اين دليلها به سه دليل اشاره مىكنيم :
دليل اوّل : اميرالمؤمنين ( ع ) از هر نظر مخصوصاً از نظر علمى بر همگان مقدّم است و اگر غير از آيهء مباهله - كه اميرالمؤمنين ( ع ) در آن ، « نَفْس پيامبر گرامى ( ص ) » ناميده شده است - نشان ديگرى براى افضل بودن حضرت على ( ع ) نبود ، همين آيه كافى بود كه او افضل خلق خدا دانسته شود :
فَمَنْ حاجَّكَ فِيهِ منْ بَعْدِ ما جائَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْنائَنا وَ أبْنائَكُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَكُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَة اللهِ عَلَى الْكَاذِبينَ
« 1 » هر گاه بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده ، كسانى با تو به ستيز برخيزند ، به آنها بگو بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم شما هم فرزندان خود را ، ما زنان خويش را دعوت كنيم شما هم زنان خود را ، ما از نفوس خود دعوت كنيم ، شما هم از نفوس خود ، آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم .
هامش
( 1 ) آلعمران / 61