تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢

1 - 7 صفات جمال و صفات جلال

در اصطلاح علم كلام و اعتقادات ، صفات خداوند را در يك تقسيم‌بندى ديگر به « صفات جمال » و « جلال » يا « صفات ثبوتى » و « صفات سلبى » نيز تقسيم نموده‌اند . مراد از صفات جمال ، صفاتى است كه در ذات اقدس الهى به عينيت موجود است ، مانند علم ، قدرت ، حيات و مانند آن‌ها . و مراد از صفات جلال ، صفاتى است كه خداوند متعال داراى آن صفات نيست و اجلّ و اقدس و برتر از آن است كه متّصف به آن صفات باشد ، مانند تركيب ، جسمانيت ، بودن در مكان و زمان و مانند آن‌ها . البته اين تقسيم بسيار نارساست ، زيرا اطلاق صفت به امور عدمى صحيح نيست ، يعنى امور عدمى را نمىتوان صفت دانست ؛ مثلًا اگر دربارهء كسى كه علم ، قدرت و حيات دارد ، بگوييم « او شش صفت دارد : علم دارد ، جهل ندارد ، قدرت دارد ، عجز ندارد ، حيات دارد ، ممات ندارد » نه تنها عقل چنين گفتارى را قبول نمىكند ، بلكه در محاورات و گفتگوهاى عادّى مردم ، نيز آن را اشتباه مىدانند ؛ بنابراين تقسيم صفات حقّ تعالى به صفات جمال و جلال ، تقسيم بندى دقيقى نيست ، زيرا همهء صفات الهى ، صفات جمال است و پروردگار متعال از هر عيب و نقصى مبرّاست و چون جهل ، جسمانيت ، تركيب ، احتياج به مكان و زمان و مانند اينها عيب و نقص به شمار مىآيد ، خداوند از اين گونه كاستىها منزّه است و معناى « سبحان الله » - كه از بهترين ذكرهاست - نيز همين است ، ولى اين موارد را صفات خداوند دانستن درست نيست .