مىگوييم مختصّ به ذات احديّت است ؛ زيرا به ضرورت عقل ، هيچ كس حقّ تسلّط بر ديگران را ندارد ، مگر مالك الملوك يا كسى كه از طرف او حقّ تسلط و جعل قانون داشته باشد ، نظير انبياء و اوصياء . از اين جهت قرآن شريف افرادى را كه چنين حقّى براى خود قائل هستند ، فاسق ، ظالم و كافر مىشمارد :
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بما انْزَلَ اللهُ فَاولئكَ هُمُ الْفاسِقُون
« 1 » آنان كه به احكامى كه خدا نازل كرده ، حكم نمىكنند فاسقند .
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بما انْزَلَ اللهُ فَاولئكَ هُمُ الْظّالِمُون
« 2 » آنان كه به احكامى كه خدا نازل كرده ، حكم نمىكنند ستمگرند .
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بما انْزَلَ اللهُ فَاولئكَ هُمُ الْكافِرُون
« 3 » آنان كه به احكامى كه خدا نازل كرده ، حكم نمىكنند كافرند .
1 - 5 الله ، مستجمع جميع صفات كمال
شكّى نيست كه ذات مقدّس خداوند - عزّ اسمه - « مستجمع جميع صفات كماليه » ، يعنى داراى همهء صفات كمال است و هرگونه برترى و حُسن و كمالى كه تصوّر شود ، به نحو هر چه تمامتر و با عينيّت و بساطت ، در ذات او موجود است . كلمهء « الله » اسمى است براى چنين ذاتى كه مستجمع جميع صفات كماليه است ؛ بنابراين او « مطلق كمال » و بلكه « كمال مطلق » است .
دليل اين سخن نيز بديهى است ، زيرا كليهء كمالات در جهان هستى از او سرچشمه مىگيرد ، پس او بايد به نحو اتمّ و اكمل و با عينيت و بساطت ، « مطلق
هامش
( 1 ) مائده / 47
( 2 ) مائده / 45
( 3 ) مائده / 44