چگونه پروردگار متعال كه در قرآن كريم بيش از صد مورد نهى از ظلم فرموده است - العياذ بالله - خودش ظالم باشد ؟ علاوه بر اين ، كسى ظلم مىكند كه يا جاهل به قبح و زشتى ظلم باشد ، يا از اجراى عدالت عاجز باشد ، يا حكيم نباشد ، يا سفيه ، سنگدل و بىباك باشد و يا محتاج به ظلم باشد ، در حالى كه خداوند متعال ، عالم ، قادر ، حكيم ، رحيم و غنى است ، پس در ساحت مقدّس او ظلم راه ندارد . اين دليل ، چون به گونهاى است كه در آن از راه علّت ، به معلول پى مىبريم - و اصطلاحاً به آن « دليل لمّى » گفته مىشود - از بهترين دليلهاست .
2 - 2 اسرار اعتقاد شيعه به عدل
براى توضيح بيشتر مطالب گذشته ، بايد بگوييم اگر شيعه ، عدل را در شمار اصول دين آورده است ، اسرارى دارد كه به صورت فشرده به آن اشاره مىكنيم :
الف ) عدّهاى از اهل سنّت منكر قاعدهء « حسن و قبح » در افعال خداى متعال شدهاند و معتقدند آنچه را خداوند انجام دهد و يا به آن امر كند ، نيكوست . به عبارت ديگر ، هر كارى كه خداوند در دايرهء تكوين و در عرصهء تشريع انجام دهد نيكوست ، امّا نه اينكه چون « نيكوست » خداوند آن را انجام مىدهد ، بنابراين اگر نيكوكار را به جهنّم و بدكار را به بهشت ببرد نيكوست ، همچنين اگر امر به كارى كند كه مصلحت ندارد ، بلكه داراى مفسده است ، نيكوست ، و نيز اگر نهى از كارى كند كه مفسده ندارد بلكه داراى مصلحت است ، نيكوست . ولى « عدليه » يعنى « شيعه » معتقدند كار خداوند متعال بايد مطابق با حكمت و مصلحت باشد و در امور تكوينى ، چيزى را كه خداى متعال خلق مىكند ، عبث و بيهوده نيست ؛ بلكه بر وفق حكمت و عنايت است . چنان كه در امور تشريعى