دقيقتر « هدايت تكوينى » جهان هستى نيز از خداست :
رَبُّنَا الَّذى أعْطى كُلَّ شَىءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
« 1 » پروردگار ما كسى است كه همه چيز را آفريد و آنگاه آنرا هدايت فرمود .
همچنين توحيد افعالى به اين معنى نيست كه انسان در اعمال خود اختيار نداشته باشد ، بلكه مختار بودن انسان امرى طبيعى و بديهى است :
إنّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إمّا شَاكِراً وَ إمّا كَفُوراً
« 2 » ما راه را به انسان نشان داديم ، خواه بپذيرد يا نپذيرد .
بلكه توحيد افعالى به اين معنى است كه پروردگار عالم همانگونه كه ما را خلق كرده ، آزادى ما را نيز آفريده است ؛ به عبارت ديگر خداوند اراده كرده است كه ما در اعمال خود آزاد باشيم و اين همان چيزى استكه شيعيان از امام صادق ( ع ) آموختهاند :
« لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ و لَكِن أمْرٌ بَيْنَ امْرَيْن » « 3 »
نه جبر است و نه تفويض ، بلكه چيزى است ميان اين دو .
يعنى خداوند اراده كرده است كه ما اعمال خود را با آزادى و اختيار انجام دهيم .
خلاصهء سخن اينكه ، توحيد افعالى اين است كه ما پروردگار عالم را بىنياز از همه كس و همه چيز بدانيم و چيزى و كسى را مستقل در امور نشماريم . ادارهء جهان هستى فقط به دست اوست و يك معناى « لاالهَالِّاالله » همان « لامُؤَثِّرَ
هامش
( 1 ) طه / 50
( 2 ) انسان / 3
( 3 ) الكافى ، ج 1 ، ص 160