فَسُبْحانَ الَّذى بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَىْءٍ وَ إلَيْه تُرْجَعُونَ
« 1 » منزّه است خداوندى كه مالكيت و حاكميت همه چيز در دست اوست و به سوى او بازگردانده مىشويد .
البته توحيد افعالى به اين معنى نيست كه « واسطهء فيض » در اين جهان نباشد ، بلكه عناصر جهان هستى در يكديگر تأثير دارند و به اصطلاح فلسفى ، نظام جهان بر پايهء علّت و معلول استوار است .
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند
تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
إنَّ فى خَلْقِ السَّمَوَات وَ الأرْضِ وَ اخْتلافِ الَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لُاولِىالالْبابِ « 2 » همانا در آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب و روز نشانههايى براى عاقلان است .
اللهُ الَّذى يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِىالسَّماءِ كَيْفَ يَشاء
« 3 » خداست كسى كه بادها را مىفرستد تا ابرهايى را به حركت در آورند ، سپس آنها را در آسمان آنگونه كه بخواهد مىگستراند .
بلكه توحيد افعالى به اين معنى است كه همانگونه كه خلقت جهان هستى از ناحيهء خداست ، تأثير عناصر جهان هستى در يكديگر نيز از اوست ؛ به عبارت
هامش
( 1 ) يس / 83
( 2 ) آل عمران / 190
( 3 ) روم / 48