تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
هنگام رمى جمره ، حاجى بايد خاطرهء سنگ زدن حضرت ابراهيم ( ع ) به شيطان را در نظر بياورد و مانند آن حضرت ، بر شياطين درون و برون سنگ بزند و آنان را از خود براند . بعد از رمى جمرهء عقبه ، حاجى بايد دو عمل واجب ديگر نيز انجام دهد ؛ يكى « قربانى » و ديگرى « حلق » . قربانى كردن نيز مانند سعى صفا و مروه از شعائر الهى است و از روزگاران قديم ، از زمان حضرت آدم ( ع ) وجود داشته است . قرآن شريف دربارهء هابيل و قابيل ، دو پسر حضرت آدم ( ع ) مىفرمايد :
إذ قَرَّبَا قُربَاناً فَتُقُبّلَ مِن أحَدِهِمَا وَ لَم يُتَقَبَّل مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأقتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقيِنَ
« 1 » آن‌گاه كه آن دو قربانى كردند ، قربانى يكى از آن‌ها پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد . گفت : تو را مىكُشم . گفت : خدا قربانى پرهيزگاران را مىپذيرد . بنابراين ، از همان ابتداى خلقت انسان ، يعنى از زمان حضرت آدم ( ع ) و پسرانش ، قربانى نيز رواج يافت و قربانى كردن نشانهء آن بود كه صاحب قربانى حاضر است همه چيز خود را در راه حقّ فدا كند . حضرت ابراهيم ( ع ) نيز مىخواست فرزندش را در راه حقّ قربانى نمايد . آن حضرت به امر پروردگار به سرزمين منى رفت تا دستور خدا را به انجام برساند . وقتى كارد را به گلوى فرزند كشيد ، كارد گلوى اسماعيل ( ع ) را نبريد . حضرت ابراهيم ( ع ) كارد را تيزتر كرد و دوباره بر گلوى فرزند كشيد ، باز كارد نبريد ، در آن هنگام جبرئيل نازل شد و فرمود :
هامش
( 1 ) مائده / 27