تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
ملكوتى مشعر به عبادت مىپردازند ، نماز و دعا مىخوانند و رابطهء خود را با خداوند محكم مىكنند . مشعر از ريشهء شعور به معناى آگاهى است . انسان در آن سرزمين شعور پيدا مىكند ؛ يعنى آنچه را دل در عرفات يافته است ، به چشم ، گوش و ديگر اعضاى بدن مىدهد . در حديثى نقل شده است : « مَا أخلَصَ عَبَدَلله عَزَّوَجَل اربَعِينَ صَبَاحاً الَّا جَرَت يَنَابيِع‌َالحِكمَة مِن‌قَلبِهِ عَلَى لِسَانِه » « 1 » كسى كه چهل روز با خلوص كامل براى خدا باشد ، چشمه‌هاى حكمت از قلب او به زبانش جارى مىشود . بنابر اين حديث ، اگر كسى چهل روز خودش را براى خدا خالص كند ؛ يعنى نه تنها گفتار و كردار ، بلكه دل او نيز خدايى شود ، چشمه‌هايى از حكمت و معرفت در دل او مىجوشد ؛ به عبارت ديگر ، يافتنىها را مىيابد ، سپس حكمت‌هايى كه دل شخص به دست آورده است ، بر زبان او جارى مىشود ؛ يعنى دل معرفت را به تمام اعضاى بدن مىدهد و چشم ، گوش ، زبان ، دست و پاى انسان خداگونه مىشود . زمانى كه حاجى از مشعرالحرام بيرون مىرود ، روز عيد است و اين‌چنين استنباط مىشود كه خداوند مىخواهد به او عيدى بدهد . اگر انسان شايستگى يافته باشد كه در عمره ، عرفات و مشعر خودش را به خدا بدهد ؛ يعنى تمام وجود خود را فداى حقّ كند ، خداوند نيز خودش را به او عيدى مىدهد و دل حاجى عرش الهى مىشود و خداوند بر دل او حاكم مىگردد .
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 70 ، ص 242