هر سه نور و روشنىبخش هستند ، اما هر كدام با ديگرى متفاوت است ، مراحل شناخت خداوند نيز همينطور است . يافتنىها در نهايت به عصمت منتهى مىشود . عصمتى كه ما براى اولياى دين خود قائل هستيم ، از يافتنىها ناشى مىشود .
بر اثر يافتنىهاست كه انسان از نظر روحى از قدرتى برخوردار مىشود كه از پيشامدهاى ناگوار نه تنها ناراحت نمىشود ، بلكه از آنها در جهت زندگى صحيح استفاده مىكند و هيچگاه در برابر مشكلات لب به شكوه نمىگشايد و در برابر مشيّت الهى ناشكرى و ناسپاسى نمىكند . نمونهء چنين انسانى حضرت زينب ( س ) است . آن حضرت در حادثهء عاشورا مصائب زيادى را تحمل كرد ؛ فرزندان ، برادران و خويشان خود را از دست داد و همراه زنان و كودكان خاندان پيامبر ( ص ) به اسارت دشمن درآمد . با وجود اين ، آن بانوى بزرگوار در مجلس يزيد در جواب دشمن كه به او گفت : « ديدى خداوند بر سر شما چه آورد ؟ » با شجاعت و شهامت پاسخ مىدهد : « ما رأيت الا جميلًا ؛ من جز خوبى از خداوند نديدم . » « 1 » اين همه شجاعت و سلحشورى حاصل يافتنىهاست ، نه دانستنىها .
حجّ واقعى يافتنىهاى انسان را افزايش مىدهد ، به ويژه در عرفات و مشعر انسان مىتواند به يافتنىهاى بيشترى دست يابد . عرفات و مشعرالحرام مكانهايى هستند كه حاجى در آنها به تأمل در رابطهء خود با خداوند مىپردازد . وقوف در عرفات و مشعرالحرام از اركان حجّ به شمار مىرود . اگر انسان متوجّه باشد ، در عرفات و مشعر مىتواند يافتنىها را بيابد و در آنجا با
هامش
( 1 ) اللهوف ، ص 160