موجودات جلوهاى از وجود بارىتعالى هستند . در عرفات انسان به حقيقت قرآن ، نبوت ، امامت و معاد عرفان پيدا مىكند . در آنجا همه چيز يافتنى است ، نه دانستنى ! و آنچه براى انسان مفيد است ، يافتنىهاست .
درك معارف دين تقليدى نيست و ما بايد آن را استدلالى بياموزيم . كسانى كه به وجود خداوند يقين دارند و به قرآن ، نبوت ، امامت و معاد معتقد هستند ، اعتقادات آنان بايد با استدلال همراه باشد ؛ يعنى عقل آنها اين معتقدات را باور كند و به اين ، علم يا دانستنى مىگويند . اگر از هر انسان با ايمان و تحصيل كردهاى سؤال شود كه به چه دليل خداوند عادل است ؟ او بايد پاسخى براى اين سؤال داشته باشد ، و گرنه در مشكلات زندگى ، خود را گم مىكند و ممكن است با دل و زبان عدالت خداوند را منكر شود .
كسانى كه ايمان تقليدى دارند ، ممكن است در عدالت خداوند شك كنند و اگر در اين زمينه تلاش علمى نكنند ، ايمان تقليدى آنان را نابود مىكند تا جايى كه در عقايدى چون نبوّت ، امامت و معاد نيز شك مىكنند .
بنابر اين ، اصول دين را بايد با استدلال قبول كنيم . اينها همه « دانستنى » است و اين معارف دانستنى در تعالى انسان اثر چندانى ندارد و نمىتواند انسان را در جزر و مدهاى زندگى حفظ كند . آن چيزى كه انسان را در برابر مشكلات حفظ مىكند ، يافتنىهاست !
« يافتنى » اين است كه انسان از عمق جان به خداوند معرفت پيدا كند و او را باور نمايد و اين داراى مراتبى است . مرتبهء نخست آن « علم اليقين » است كه دانش استدلالى است ؛ مرتبهء بالاتر آن « عين اليقين » است كه يافتن از راه حواس است و مرحلهء سوّم كه بالاترين مرتبهء معرفت است ، « حقّ اليقين » نام دارد . اين مراحل مانند مراتب نور است ، همانطور كه نور شمع ، نور لامپ و نور خورشيد
اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٧٧