جانشينان آن حضرت كه علماى دين و مجتهدان جامعالشّرايط هستند ، عهدهدار حكومت الهى در جامعهء اسلامىاند و از اين رو خمس به آنان تعلّق مىگيرد .
بديهى است كه خداوند ، رسول اكرم ( ص ) ، ائمه اطهار ( ع ) و نايبان ايشان ، به خمس اموال نيازى ندارند ، بلكه منظور از تعلّق گرفتن خمس عايدات به آنها ، اين است كه خمس در راه ترويج دين و مصالح عمومى جامعهء اسلامى به اقتضاى زمان به مصرف برسد . در نتيجه ، زندگى اجتماعى سالمى به وجود آيد و افراد جامعه ، در هر موقعيت و شرايطى كه زندگى مىكنند ، خود را نيازمند و محروم احساس نكنند . همهء گروههاى مردم از زندگى انسانى بهرهمند شوند و نيازهاى جسمانى و معنوى افراد جامعه تأمين گردد .
در صورتى كه مؤمن خمس مال خود را با كمال رضايت و اختيار بدهد ، علاوه بر اداى يك وظيفهء اجتماعى ، عمل او عبادت محسوب مىشود .
اگر در كشورهاى اسلامى كسانى كه بيشتر از نيازهاى شخصى و خانوادگى خود دارند ، طبق موازين شرعى ، خمس مال خود را پرداخت كنند و كسانى كه اين عايدات را دريافت مىكنند ، به مصارف صحيح و مورد نياز جامعه برسانند ، قدرت مسلمانان در جهان افزايش و دين مبين اسلام در دنيا گسترش مىيابد و فقر و بدبختى نيز در جامعهء اسلامى از بين مىرود .
3 - 1 سابقه تاريخى خمس
پرداخت خمس در طول تاريخ شيعه داراى سابقهاى طولانى است . در كتب روايى و تاريخى اشارات روشنى در مورد پرداخت خمس و سهم امام به ائمهء طاهرين ( ع ) وجود دارد و به اين دليل ، هم امامان بزرگوار و هم شيعيان آنان تحت فشار حاكمان زمان خود قرار مىگرفتند . گاهى سختگيرىها به حدّى بود