معصوم باشد . از اين موضوع ناراحت شدم و احساس نگرانى كردم ، در اينهنگام ديدم چند ايرانى كه از خراسان آمده بودند ، نزد جعفر كذاب رفتند و به او گفتند : « از ايران آمدهايم و سهم امام از سوى شيعيان آنجا آوردهايم . شما كه جانشين امام عسكرى ( ع ) هستيد ، مطابق سنّت معمول ، مقدار خمس و نام فرستندگان آن را مشخص كنيد . » جعفر بن على گفت : « شما از من علم غيب مىخواهيد ؟ من نمىدانم ! » نمايندگان ايرانى با شنيدن اين سخن از دادن خمس به جعفر خوددارى كردند .
در اين هنگام بانويى از خانهء امام حسن عسكرى ( ع ) آمد و گفت : « آقا مقدار پولها و صاحبان آن را ذكر فرمودند . سهم امام را بدهيد تا خدمت ايشان ببرم . » ابودرداء مىگويد كه در مورد پرداخت خمس نگرانى من بر طرف شد . هنگامى كه خواستند بر پيكر مطهر امام حسن عسكرى ( ع ) نماز بخوانند ، جعفر بن على جلو آمد تا نماز بخواند كه ناگهان نوجوانى آمد و عباى جعفر را گرفت و گفت : « عمو كنار برو ! من به نماز خواندن بر جنازهء پدرم شايستهترم ! » ظاهراً در اين حين امام ( ع ) تصرف ولايى كردند ، به طورى كه جعفر و همهء افراد حاضر تمكين نمودند . بدين ترتيب ، شيعيان متوجه شدند كه امامت بعد از امام عسكرى ( ع ) به فرزند ايشان منتقل شده است .
بعد از شهادت امام حسن عسكرى ( ع ) عاملان خليفهء وقت كه از وجود فرزند ايشان آگاه شده بودند ، براى دستگيرى يا به شهادت رساندن وى به منزل امام عسكرى ( ع ) هجوم بردند . در آن هنگام ، امام زمان ( ارواحنافداه ) در سردابى پنهان شدند و از همان زمان ، غيبت صغرا شروع شد . غيبت صغراى امام زمان ( ع ) هفتاد و چهار سال طول كشيد و در اين مدّت شيعيان از طريق نايبانى كه آن حضرت تعيين كرده بودند ، خمس و سهم امام را به آن حضرت مىرساندند .
اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 214
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢١٤