مورد شفاعت واقع شده است ، عفو مىفرمايد :
لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَة الّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
« 1 » آنان مالك شفاعت نيستند ، مگر كسى كه نزد خداوند رحمن عهد و پيمانى دارد .
ه - ) همانگونه كه در فصل سوّم نيز آورديم ، پيامبر گرامى ( ص ) و اهل بيت بزرگوار او واسطهء فيض در جهان هستىاند و خداى متعال آنان را هاديان موجودات براى رسيدن به كمال قرار داده است . اينان همانگونه كه هدايت تشريعى دارند ، داراى هدايت تكوينى نيز هستند « 2 » و خواه ناخواه داراى مقام هدايت تكوينى و وساطت فيض در آخرت نيز مىباشند ، پس هر كس كه به مقام قرب الهى مىرسد ، به واسطهء آنها است .
شفاعت به اين معنى - كه از نظر عرفان اسلامى و روايات اهل بيت ( ع ) امرى مسلّم است - تنها مربوط به گناهكاران نيست ، بلكه همهء انسانها از افراد معمولى گرفته تا انبياء و اولياء ( ع ) نيز به شفاعت احتياج دارند ، بلكه از اين نظر ، امامان معصوم ( ع ) در حالى كه شفيع انسانها هستند ، خود به شفاعت پيامبر گرامى ( ص ) نياز دارند . قرآن كريم مىفرمايد :
وَ كَذلكَ جَعَلْناكُمْ امَّة وَسَطاً لتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاس وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شهَيداً
« 3 » شما را نيز امّت ميانهاى قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است .
هامش
( 1 ) مريم / 87
( 2 ) انبياء / 73 : « وَ جَعَلْناهُمْ ائمَّةً يَهدُون بِأمرِنا - و ايشان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما ( مردم را ) هدايت مىكردند . »
( 3 ) بقره / 143