و اين زندگى دنيا چيزى غير از سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى ، سراى آخرت است .
پس آخرتى كه قرآن كريم مجسّم مىكند - و بازگشت همه به سوى آنجاست - داراى حيات سرمدى است ، ولى دنيايى كه ما در آن زندگى مىكنيم ، در ذات آن فنا و مرگ حكمفرما است ، بنابراين عالم آخرت به كلّى غير از عالم دنياست . قرآن كريم در آياتى به اين مطلب تصريح كرده است ، از جمله :
يَومَ تُبَدَّلُ الأرْضُ غَيْرَ الأرْضِ وَ السَّمَواتُ
« 1 » در آن روز اين زمين به زمين ديگر و آسمانها ( به آسمانهاى ديگرى ) مبدّل مىشود .
و از اينرو شكّى نيست كه انسان در عالم آخرت بايد با همان عالم تناسب داشته باشد نه با اين دنيا . به عبارت ديگر جسم انسان در آن عالَم همانند روح او داراى حيات ابدى و شعور سرمدى خواهد بود به گونهاى كه اعضاى جسمانى انسان ، به انجام اعمال آدمى در اين دنيا ، گواهى و شهادت مىدهند و انسان گنهكار به اين شهادت ، اعتراض مىكند و سپس جواب اين اعتراض را از آنها مىشنود :
حَتّى اذا ما جائُوها شَهدَ عَلَيْهمْ سَمْعُهُمْ وَ ابْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بما كانُوا يَعْمَلُونَ وَ قالُوا لجُلُودهمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنا قالُوا انْطَقَنَا اللهُ الَّذى انْطَقَ كُلَّ شَىْءٍ
« 2 » وقتى به آن مىرسند ، گوشها و چشمها و پوستهاى بدنشان به آنچه مىكردند گواهى مىدهند ، آنها به پوستهاى بدنشان مىگويند چرا بر
هامش
( 1 ) ابراهيم / 48
( 2 ) فصّلت / 21 - 20