يعنى انسان در سنّ پيرى مثل همان انسان در سنّ جوانى است ولى « عينيّت » محال است ، امّا همين « مثل » استحقاق ثواب و عقاب دارد .
سرّ مطلب در اين است كه تمام لذّتها و دردها مربوط به روح است ، و جسم تنها وسيله است براى لذّت بردن يا عذاب كشيدن روح ؛ يعنى اگر جسم نباشد ، لذّتها و دردهاى روح به لذّتها و دردهاى معنوى منحصر مىشود . بنابراين « عينيّت » ، « مثليّت » و حتّى « غيريّت » دخالتى در شخصيّت انسان و لذّت بردن و درد كشيدن و نيز در استحقاق ثواب و عقاب ندارد و اين همان سخن فيلسوفان بزرگوار است كه فرمودهاند : « شخصيّت انسان ، انسانيّت اوست و انسانيّت مربوط به روح اوست و جسم هيچ دخالتى در تحقّق آن ندارد . »
پس پاسخ شبههء « آكل و مأكول » به طور اختصار اين شد كه : جسم انسان كه در عالم آخرت زنده خواهد شد ، اگر چه « عين » جسم دنيايى او - كه مرتّباً در حال تغيير و تبديل بوده - نيست امّا « مثل » جسم دنيايى خواهد بود و اين « عينيّت » و « مثليّت » دخالتى در استحقاق پاداش و كيفر ندارد ، چرا كه جسم بشر در عالم آخرت متناسب با شرايط و ويژگىهاى خاصّ همان عالم است و همانند روح بشر داراى حيات ابدى و شعور سرمدى مىباشد .
5 - 5 برزخ
منزل اوّل پس از مرگ ، « عالم برزخ » است كه خود نيز داراى منازلى است : منزلى در وقت مرگ ، منزلى در قبر و منزلى نيز تا روز قيامت ، كه براى آگاهى تفصيلى از اين منازل مىتوان به كتابهايى كه در مورد معاد تأليف شده است ، مراجعه كرد . واژهء « برزخ » در لغت ، به معناى چيزى است كه در ميان دو شىء قرار مىگيرد . به همين جهت به عالَمى كه ميان دنيا و آخرت قرار گرفته ، « برزخ »