ما از خصوصيّات معاد جز دورنمايى بيش ، در ذهن نداريم و عقل نمىتواند به خصوصيّات آن پى ببرد ؛ زيرا راهى به آنها ندارد . براى آشنايى با اين خصوصيّات بايد به « صادق مصدَّق » مراجعه كنيم . « صادق مصدَّق » يعنى راستگويى كه سخنش تأييد شده و پذيرفته شده است . فيلسوفان و متكلّمان بزرگ و از جمله شيخ الرئيس ابوعلى سينا ، اين نكتهء مهمّ را گوشزد كردهاند كه برهان ، فلسفه و عقل نمىتواند خصوصيّات معاد را اثبات كند ، ولى چون صادق مصدّق - كه همان قرآن شريف ، و رسول گرامى ( ص ) و امامان معصوم ( ع ) مىباشند - از وجود آن خبر دادهاند ، عقل ما نيز آن را مىپذيرد ؛ زيرا بعد از آنكه عقل ، آمدن پيامبر و امام را از طرف خداوند متعال پذيرفت ، بايد گفتار ايشان را نيز بپذيرد ، و قبول كند كه هر چه مىگويند با واقع مطابقت دارد و تمام گفتار آنها از جانب خداى متعال است .
اگر بخواهيم آنچه را گفته شد ، در مورد قرآن شريف ، به صورت گزارههاى برهانى « با صغرا و كبرا و در هيئت شكل اوّل منطقى » درآوريم ، بايد چنين بگوييم : « آنچه را قرآن شريف گفته ، وحى است » و « آنچه وحى است از طرف خداست » پس « آنچه در قرآن شريف است از طرف خداست » .
بنابراين ، دليل آنچه را كه در فصلهاى بعد مىآوريم ، همه از قرآن شريف است و قبلًا هم اثبات شد كه قرآن شريف از جانب خداست و عقل باور كرد كه قرآن كريم معجزهء الهى است ، پس عقل به طور استقلال حكم مىكند كه مدّعاى ما همراه با دليل است و اگر اين دليل قرآنى بهتر از برهان فلسفى نباشد - كه هست - لااقلّ براى ادّعاى ما دليلى عقل پسند است .
اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٢