انّى جاعِلٌ فى الأرْض خَليفَة قالُوا اتَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدّماءَ
« 1 » من در روى زمين جانشينى قرار خواهم داد ، ( فرشتگان ) گفتند : آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند ؟ !
با اين بيان در مىيابيم كه انسان همانگونه كه براى رحم مادر خلق نشده ، براى اين دنيا نيز خلق نشده است ، بلكه براى جهانى خلق شده كه هر چه مىخواهد هست :
وَ فيها ما تَشْتَهِيهِ الأنْفُسُ وَ تَلَذُّ الأعْيُنُ وَ انْتُمْ فيِها خَالِدوُنَ
« 2 » و در آن ( بهشت ) آنچه دلها مىخواهد و چشمها از آن لذّت مىبرد ، موجود است و شما هميشه در آن خواهيد ماند .
و براى عالَمى خلق شده كه به خواستههاى بلند انسانيّت و اميدهاى ارجمند آدميّت دسترسى پيدا كند ، جهانى كه ظرف دستيابى به آن آرزوها و در حقيقت ظرف استكمال نهايى انسان است .
5 - 2 خبر دادن « صادقِ مُصدَّق » از معاد
فصلهاى بعد از اين فصل ، مربوط به مسائل و منازلى است كه از لحظهء مرگ آغاز مىشود ، مسائل و منازلى كه انسان پس از سير و گذراندن آن مسائل و منازل به منزلگاه ابدى ( بهشت براى خوبان و جهنّم براى بدان ) مىرسد . امّا قبل از بحث دربارهء اين مسائل و منازل ، از ذكر مقدّمهاى ناگزيريم كه آن مقدّمه را در اين فصل و به صورت جداگانه مىآوريم .
هامش
( 1 ) بقره / 30
( 2 ) زخرف / 71