الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللهَ قياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبهمْ وَ يَتَفَكَّروُنَ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الأرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِناعَذابَ النّار
« 1 » همانها كه در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه به پهلو خوابيدهاند ، خدا را ياد مىكنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند ( و مىگويند ) پروردگارا ، اينها را بيهوده نيافريدهاى ، منزّهى تو ، ما را از عذاب آتش نگاهدار .
پس خلقت جهان هدفدار است ؛ اين زندگى دنيايى - كه تكرار مكرّراتى ، بيش نيست و براى همه ، حتّى براى آنان كه از رفاه بسيار برخوردارند ، زندگى پر رنجى است - قطعاً هدف خلقت نيست . هر نوش اين زندگى داراى نيشها ، و هر لذّت آن همراه با دردها است . اگر بناست زندگى دنيايى با آن همه رنجها ، بعد از مدّتى نابود شود ، پس چرا آمدهايم ؟ اين جمله كه « اگر آمدهام چرا مىروم ؟ و اگر مىروم چرا آمدهام ؟ آيا آمدهام يك عمر رنج را تحمّل كنم ؟ » براى ردّ منكران معاد جملهء رسايى است . پس بايد بعد از مرگ نيز حياتى وجود داشته باشد تا بتوان ابديّت ، لذّت بدون درد ، نوش بدون نيش و راحتى بدون رنج را در آن ديد و گرنه خلقت جهان هستى ، عبث و باطل و بر خلاف حكمت خواهد بود ، در حالى كه همهء افعال خداوند حكيم ، از روى حكمت و دليل حكيمانه است . قرآن شريف در آياتى به اين برهان تصريح مىكند . يكى از آن آيات چنين است :
هامش
( 1 ) آلعمران / 191