« يَومَ نَدْعُوا كُلَّ اناسٍ بِامامِهِمْ فَمَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فِاولئِكَ يَقْرَءُونَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلًا وَ مَنْ كانَ فى هذِهِ اعْمى فَهُوَ فِى الْاخِرَةِ اعْمى وَ اضَلُّ سَبيلًا » .
« 1 » « روزى كه هر گروهى را با پيشوايشان مىخوانيم ، كسانى كه نامهء عملشان به دست راستشان داده مىشود آن را مىخوانند و به اندازهء رشتهء شكاف هستهء خرمايى به آنان ستم نمىشود امّا كسى كه در اين جهان ( از ديدن حقّ ) نابيناست در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است » .
د ) واسطهگرى و شفاعت ، اگر حقّى را باطل يا باطلى را حقّنكند ، امرى عقلايى است و قرآن شريف آن را نيكو شمرده و بلكه در برخى موارد به انجام آن امر فرموده است :
« انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اخْوَةٌ فَاصْلِحُوا بَيْنَ اخَوَيْكُمْ » .
« 2 » « مؤمنان برادر يكديگرند پس دو ( گروه ) برادر خود را صلح و آشتى دهيد » .
همانگونه كه در آيهء فوق مردم به واسطهء مصلح عفو مىشوند ، خداى متعال نيز در روز رستاخيز به واسطهء تقرّب شفيع در نزد او ، گناهكار لايق عفوى را كه مورد شفاعت واقع شده است ، عفو مىفرمايد :
« لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ الّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً » .
« 3 » « آنان مالك شفاعت نيستند ، مگر كسى كه نزد خداوند رحمن عهد و پيمانى دارد » .
ه ) همانگونه كه در فصل دهم نيز آورديم ، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت بزرگوار او عليهم السلام واسطهء فيض در جهان هستىاند و خداى متعال آنان را هاديان موجودات براى رسيدن به كمال قرار داده است . اينان همانگونه كه هدايت تشريعى دارند ، داراى هدايت تكوينى نيز هستند « 4 » و خواه ناخواه داراى مقام هدايت تكوينى و وساطت فيض در آخرت نيز مىباشند پس هر كس كه به مقام قرب الهى مىرسد به واسطهء آنها است .
شفاعت به اين معنى - كه از نظر عرفان اسلامى و روايات اهل بيت عليهم السلام امرى مسلّم است - تنها مربوط به گناهكاران نيست ، بلكه همهء انسانها از افراد معمولى گرفته تا انبياء و
هامش
( 1 ) - اسراء / 72 - 71 .
( 2 ) - حجرات / 10 .
( 3 ) - مريم / 87 .
( 4 ) - وَجَعَلْناهُمْائِمَّةً يَهْدُونَ بِأمرِنَا « و ايشان را پيشوايانى قرار داديم كهبه فرمان ما ( مردم را ) هدايت مىكردند » ( انبياء / 73 ) .