جوارح دليل روشنى است بر اينكه نوزاد براى رحم مادر خلق نشده است و شكم مادر براى او تنها جاى پرورش ابتدايى و رسيدن به كمال براى حضور در ظرفى ديگر است . او را در مكانى تنگ و تاريك و پر رنج قرار دادهاند تا براى زندگى در جهانى كه بتواند از اين اعضا استفاده كند ، آماده شود . پس از تولّد و استفاده از اين ابزار معلوم مىشود كه چيزهاى ديگرى نيز هست كه در اين جهان امكان رسيدن به آنها نيست ، مثل زندگى ابدى و بدون رنج ، شادىهاى بدون غم ، ارضاى غريزههاى انسانى بدون ملامت و بدون سرخوردگى و بدون تبعات ، سلامتى بدون مرض ، جوانى بدون پيرى ، قوّت بدون ضعف ، رسيدن به معنويّات ، رفع جهل و عجز ، كنار رفتن حجابهاى ظلمانى ، يقين مطلق ، مدينهء فاضله ، محيطى كه در آن رذالت ، حسد ، كينه و تكبّر وجود نداشته نباشد ، محيطى بدون ظلم و معصيت كه عدالت و اطاعت الهى در آن حكمفرما باشد و . . . . آرى ، اين آرزوها و آرمانها و اميدهاى واقعى انسان است كه رسيدن به آن در اين دنيا ممكن نيست ، زيرا اين جهان ، جهان آلودگى است ، جهان اصطكاك و فساد است . وقتى خداوند متعال فرشتگان را از ارادهء خود بر خلقت آدم آگاه كرد ، فرشتگان گفتند : آيا مىخواهى كسى را خلق كنى كه خونريزى و فساد لازمهء وجود اوست ؟ :
« انّى جاعِلٌ فِى الْارْضِ خَليفَةً قالُوا اتَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ » .
« 1 » « من در روى زمين جانشينى قرار خواهم داد ، ( فرشتگان ) گفتند : آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند » .
با اين بيان در مىيابيم كه انسان همانگونه كه براى رحم مادر خلق نشده ، براى اين دنيا نيز خلق نشده است ، بلكه براى جهانى خلقشده كه هر چه مىخواهدهست :
« وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْانْفُسُ وَ تَلَذُّ الْاعْيُنُ وَ انْتُمْ فيها خالِدوُنَ » .
« 2 » « و در آن ( بهشت ) آنچه دلها مىخواهد و چشمها از آن لذّت مىبرد موجود است و شما هميشه در آن خواهيد ماند » .
و براى عالَمى خلق شده كه به خواستههاى بلند انسانيّت و اميدهاى ارجمند آدميّت دسترسى پيدا كند ، جهانى كه ظرف دستيابى به آن آرزوها و در حقيقت ظرف استكمال نهايى انسان است .
هامش
( 1 ) - بقره / 30 .
( 2 ) - زخرف / 71 .