تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
فَسَأَلْتُ اللَّهَ تَعالى عَنْ ذلِكَ ، فَقالَ : يا مُحَمَّد هُمُ الْائِمَّةُ بَعْدَكَ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ ، وَ اعْدائُهُمْ مَلْعُونُونَ » . « 1 » « پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء آيهء تطهير به حضرت على عليه السلام فرمود : اى على اين آيه دربارهء تو و دو فرزندم و امامان از نسل تو نازل شده است ، ( حضرت على عليه السلام مىفرمايد : ) عرض كردم : اى پيامبر خدا ، چند نفر امام بعد از شما هستند ؟ فرمود : اى على ، تو سپس دو فرزندت حسن و حسين و بعد از حسين فرزندش على ، و بعد از على فرزندش محمّد و بعد از محمّد فرزندش جعفر و بعد از جعفر فرزندش موسى و بعد از موسى فرزندش على و بعد از على فرزندش محمّد و بعد از محمّد فرزندش على و بعد از على فرزندش حسن و حجّت فرزند حسن ، اين گونه نامهاى ايشان بر ساق عرش نوشته بود ، از خدا دربارهء اين نامها سؤال كردم ، خداوند فرمود : اى محمّد اينها امامان بعد از تو هستند ، پاك و معصومند و دشمنان آنها ملعون هستند » . 3 ) « قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم لِلْحُسَيْنِ عليه السلام : يَخْرُجُ مِنْ صُلْبِكَ تِسْعَةُ ائِمَّةٍ مِنْهُمْ مَهْدِىُّ هذِهِ الْامَّة ، فَاذَا اسْتُشْهِدَ ابُوكَ فَاْلحَسَنُ بَعْدَهُ ، فَاذا سُمَّ الْحَسَنُ فَانْتَ ، فَاذا اسْتُشْهِدْتَ فَعَلِىٌّ ابْنُكَ ، فَاذا مَضى عَلِىٌّ فَمُحَمَّدٌ ابْنُهُ ، فَاذا مَضى مُحَمَّدٌ فَجَعْفَرٌ ابْنُهُ ، فَاذا مَضى جَعْفَرٌ فَمُوسى ابْنُهُ ، فَاذا مَضى مُوسى فَعَلِىٌّ ابْنُهُ فَاذا مَضى عَلِىٌّ فَمُحَمَّدٌ ابْنُهُ ، فَاذا مَضى مُحَمَّدٌ فَعَلِىٌّ ابْنُهُ ، فَاذا مَضى عَلِىٌّ فَالْحَسَنُ ابْنُهُ ، ثُمَّ الْحُجَّةُ بَعْدَ الْحَسَنِ ، يَمْلَأُ الْارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوراً » . « 2 » « پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به امام حسين عليه السلام فرمود : از نسل تو نه امام هستند كه « مهدى » اين امّت نيز از ايشان است ، هنگامى كه پدرت شهيد شد حسن ، و هنگامى كه حسن مسموم شد تو و بعد از شهادت تو فرزندت على ، و هنگامى كه على از دنيا رفت فرزندش محمّد ، و هنگامى كه محمّد از دنيا رفت فرزندش جعفر ، و هنگامى كه جعفر از دنيا رفت فرزندش موسى ، و هنگامى كه موسى از دنيا رفت فرزندش على ، و هنگامى كه على از دنيا رفت فرزندش محمد ، و
هامش
( 1 ) - كفاية الاثر ، ص 155 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 36 ، ص 306 ، باب 41 ، ح 145 .