سرّ خاتميّت در اين است كه بعثت پيامبرى بعد از پيامبر ديگر يا به دليل نقص دين قبلى است كه پيامبر بعدى بايد رفع نقص كند و يا به اين دليل است كه دين قبلى نمىتواند جامعهء بعد را اداره كند و يا بايد دستورهاى پيامبر قبلى دستخوش حوادث و در نتيجه نابود شده باشد و يا تحريفى در آن پديد آمده باشد به طورى كه ديگر قابل اجرا نباشد و چون هيچ يك از موارد ياد شده در مورد دين اسلام و پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم قابل تصوّر نيست پس وجهى براى وجود پيامبر بعدى نيست ، بلكه آمدن او بيهوده است و با حكمت بارى تعالى منافات دارد .
اسلام دينى فطرى است و به همين دليل هم ابدى است :
« فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ » .
« 1 » « پس روى خود را متوجّه به آيين خاصّ پروردگار كن اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده است » .
و چون اسلام دين ابدى است پس جوابگوى تمام احتياجهاى بشر نيز خواهد بود .
فصل پانزدهم : جهانى بودن اسلام
چنان كه در فصل قبل گفتيم پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم خاتم انبياء خداوند متعال هستند و دين مبين اسلام هم خاتم اديان الهى و از اين جهت دين ابدى است . اكنون بايد اضافه كنيم كه از قرآن شريف به خوبى استفاده مىشود كه اين دين بزرگ ، بر خلاف ميل دشمنان و مخالفان آن جهانى خواهد شد و با وجود همهء كارشكنيها و ايجاد موانع ، اسلام شكست نخواهد خورد . و بالاخره آيين مبين اسلام ، عالمگير خواهد شد :
« هُوَ الَّذى ارْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَ لَو كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » .
« 2 » « او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر همهء آيينها غالب گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند » .
هامش
( 1 ) - روم / 30 .
( 2 ) - توبه / 33 .