محسوب مىشود .
سرّ مطلب اين است كه در كنار پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم ، كاتبان وحى بودهاند كه در تاريخ قرآن شريف تعداد آنان را چهل و سه نفر نوشتهاند . اميرالمؤمنين عليه السلام و شانزده نفر ديگر ، بيش از ديگران بر اين كار ملازمت داشتند و موظّف بودند قرآن شريف را بدون يك كلمه كم يا زياد بنويسند و با يكديگر مقابله كنند . علاوه بر اين ، همّت مسلمانان بر خواندن و حفظ قرآن كريم و نيز تأكيد رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم بر آن امرى قطعى و مسلّم است . در تاريخ مىخوانيم كه مسلمانها به دليل زياد يا كم شدن يك كلمه بحثها مىكردند تا اينكه با مراجعه به قرآنهاى مشهور رفع اشكال مىشد . نظير اين دليل براى عدم تحريف در قرآن شريف را بزرگان در كتابهاى تفسيرى و غير تفسيرى ذكر فرمودهاند . « 1 » دليلى كه فصل الخطاب و رافع نزاع است اين است كه پروردگار عالم وعده داده است حافظ قرآن شريف باشد و هيچ باطل و كم و زيادى تا روز قيامت در آن راه نيابد :
« انَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ انَّا لَهُ لَحافِظُونَ » .
« 2 » « ما قرآن را نازل كرديم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود » .
« لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ » .
« 3 » « هيچ گونه باطلى از پيش رو و از پشت سر ، به سراغ آن نمىآيد » .
فصل چهاردهم : خاتميّت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم
شكّى نيست كه پيامبر گرامى اسلام خاتم پيامبران است و بعد از او تا روز قيامت پيامبرى نخواهد آمد . او پيامبرى است كه اختصاص به قوم ، منطقه و افراد خاصّى ندارد :
« وَ ما ارْسَلْناكَ الّا كافَّةً لِلْنَّاسِ » .
« 4 » « و ما تو را نفرستاديم مگر براى همهء مردم » .
هامش
( 1 ) - ما در كتاب منتشر نشدهء « دلايل الفقه » بيست دليل براى اثبات عدم تحريف در قرآن آوردهايم .
( 2 ) - حجر / 9 .
( 3 ) - فصّلت / 42 .
( 4 ) - سبأ / 28 .