« انَّ لَهُ لَحَلاوَةً وَ انَّ عَلَيْهِ لَطلاوَةً وَ انَّ اعْلاهُ لَمُثْمِرٌ وَ انَّ اسْفَلَهُ لَمُعْذِقٌ وَ انَّهُ لَيَعْلُو وَ ما يُعْلى » . « 1 » « هر آينه ، قرآن برخوردار از شيرينى خاصّى است و داراى زيبايى و سرور ويژهاى است ، طبقات فوقانى آن بسى ثمربخش و طبقات زيرين آن بسى خوشبو ، و اين كتابى است كه از هر چيز برتر است و هيچ چيز بر آن برترى نمىيابد » .
خلاصهء كلام اينكه ، پيامبر گرامى آنان را به تحدّى دعوت كرد ولى آنان هر كارى كه مىتوانستند انجام دادند ، حتّى به پيامبر گرامى پيرايهء جنون ، سحر و . . . . بستند و بيش از هشتاد مرتبه با او جنگ كردند امّا به فكر تحدّى با قرآن شريف نيفتادند چرا كه مىدانستند چنين كارى از قدرت آنان خارج است .
دوّم : قرآن شريف در مدّت بيست و سه سال و در حالات مختلف مثل سفر ، حضر ، صلح ، جنگ ، آسايش ، سختى ، فقر ، غنا ، حبس ، رهايى ، حصر ، آزادى ، و . . . . بر پيامبر گرامى نازل شد و در عين حال هماهنگى خود را حفظ كرد . حوادث و حالات مختلف ، موجب پيدايش حالات روانى ، هيجانها ، آرامشها ، خوفها و اميدها ، غمها و شادىها و . . . . در انسان مىشود و تأثير فراوانى در گفتار و كردار انسان بر جاى مىگذارد ، امّا قرآن شريف از اين امر بر كنار است . هماهنگى مخصوص قرآن كريم از نظر شكل ، محتوا ، جاذبه ، روش ، انسجام و عدم دگرگونى از ابتدا تا انتها نشان مىدهد كه نمىتواند حاصل تراوش فكرى بشر باشد ، كتابى كه در مدّت بيست و سه سال جمع شده باشد ، على القاعده بايد داراى اختلافهاى زيادى باشد . در كتابهاى بزرگان - مخصوصاً اگر علمى باشد - ديدهايم كه اختلاف و يا لااقلّ تغيير رأى وجود دارد ، ولى در تمام قرآن شريف يك اختلاف يا تغيير رأى ديده نمىشود ، پس معلوم مىشود كه منشأ آن علم خداست ، نه علم بشر . قرآن كريم از اين معجزهء بزرگ خبر داده است :
« افَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرانَ وَ لَو كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلْافاً كَثيراً » .
« 2 » « آيا دربارهء قرآن نمىانديشيد ؟ اگر از سوى غير خدا بود ، اختلاف فراوانى در آن مىيافتيد » .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 18 ، ص 168 ، باب 1 .
( 2 ) - نساء 82 .