خداوند داستان يونس را با تعبير « ذو النون » شروع مىكند يعنى « همدم ماهى » ! و شايد منظور توجه دادن پيامبر ( ص ) به عظمت مقام ارشاد و رهبرى و به عظمت گناه انحراف از اين وظيفه است يعنى پيامبر ! قصهء زندان ماهى را فراموش نكن ، آن زندان يكى از شكنجههايى است كه براى پيامبرى كه دست از وظيفهاش بردارد داشتهايم . . .
داستان يونس به ما مىفهماند از كجا مىدانيد تبليغ اثر نمىكند ؟ همهء مردم كه قوم « نوح » نيستند ، چه بسا افرادى كه ساليان دراز تبليغ شدند و اصلاح نشدند با يك پيش آمد تاريخشان عوض شد و پذيراى تكامل گشتند .
امام حسين عليه السلام در مناجات بسيار جالبش - / دعاى عرفه به خداوند عرضه مىدارد : « خداوندا : تنوع تدبيرهايت و سرعت تغيير و تحول مقدراتت ؟ ، بندگان آگاهت را بر آن داشته كه نه در هنگام مواهب و بخششها ، آرام و مطمئن باشند و نه در وقت بلا و مشكلات نااميد گردند » .
چنان كه خداوند در آيهء قرآنى مىفرمايد :
« و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الّا هو . . .
: كليدهاى نهان نزد خداست و جز او كسى نمىداند » « 1 » . و انسان ، اينجا هم ، همچون ساير موارد ناچار به تعظيم در برابر اسلام مىشود ، آنگه كه مىبيند هر شب ميان نماز مغرب و عشا برنامهاى خاص وضع نموده كه مردم دو ركعت نماز بخوانند و در ركعت اول پس از سورهء حمد « آيهء » و ذالنون اذ ذهب . . . را بخوانند و اين برنامه را ، حلّ مشكلات دانسته است .
و عدهاى گمان مىكنند - / و از اين قماش گمان كنندگان در ميان
هامش
( 1 ) - انعام 59 .