آنها كه مراكز حوزهها را رها كردهاند و در شهرهاى بزرگ به انجام وظيفه مشغولند مشكلات و قيود اجتماعى كمترى دارند و آنها كه در مراكز حوزه هستند ولى از نظر استعدا و ذوق و لطافت روح در سطح عالى نيستند نيز رنج كمترى دارند ولى آنها كه ذوقى سرشار و روحى سركش و عصيانگر عليه انحرافات دارند ( و اينها بيشتر قدرت خدمت دارند براى انجام خدمات آينده و يا تربيت تلاشگرانى تازه ) در مراكز حوزهها ماندهاند و ذوقيات خود را كنترل كردهاند و از لذايذ محيط چشم پوشيدهاند و با قيود بسيار مهمّى كه دستهاى آشنا و نا آشنا به وسيلهء محيط به گرد آنها پيچيدهاند ساخته و در درون اين زنجيرها - / قيود - / خدمت مىكنند ، و رنجها دارند ، رنجهاى گفته و ناگفته ، دردها كه گفتنش زبان را و نهان كردنش مغز استخوان را سوزانده است . واللّه على ما نقول وكيل .
ولى بايد تحملّ كرد - / اناّ للّه و اناّ اليه راجعون - / نهايت بايد به خدا باشد و گرنه ساقط خواهيم بود . « 1 » و در اين مطلب فرقى ميان روحانى ملبس به لباس خاصّ و غيره نيست ، هر كه به خاطر خدا و مقام وظيفهاش چشم از كليّه لذائذ مزاحم وظيفهاش ، بپوشد مقامى بزرگ دارد . البته آنها كه در لباس روحانيت خدمت مىكنند به اندازهء امتياز لباسشان قيود اجتماعى بيشتر و مشكلات بزرگترى دارند .
هامش
( 1 ) - اين جملات كه در زمان نوشتن اين كتاب ( سنه 50 ) در اين فصل آمده است دردهايى داخلى و خارجى را در مسير مبارزه با طاغوت اشاره مىكند كه امكان تصريحش نبود اين قدر زمان سخت بود كه برخى افراد كوته بين - هر چند در برخى قسمتها با سواد - مىگفتند ، مبارزين ، ساده هستند و با ده واسطه از طرف دستگاه تحريك مىشوند كه شلوغ كنند ! ! و از اين قبيل . . .