ذكر اين داستان در قرآن كريم - / كتاب هدايت - / و آن هم به اين صورت : « يادآور « ذوالنون را » كه هشدار سختى به پيامبر اكرم است ، حتما به اين منظور است كه ارشاد كنندگان خلق را بيدار سازد كه مبادا به رعايت مشكلات زندگى و محيط ، دست از وظيفهء حساّس خود بردارند و سنگر مبارزه و ارشاد را خالى كنند .
در شرائطى كه برخى فرقهها و پيروان مذاهب جعلى ، پولها به افراد خود مىدهند كه براى مدّتى محدود در دهى زندگى كنند و آنجا با كمال اخلاق ، با مردم سلوك كنند تا راه را براى مرام استعماريشان باز كنند ، چرا تلاشگران راه كمال از اهانتها برنجند و دست از وظيفهء خود بردارند ، وظيفهء تبليغ مردم و يا حفظ حوزهء مركزى .
مسلّم است كه زندگى در برخى حوزههاى علميّهء دينى براى بعضى افراد به جهاتى سخت است ، نوعا مراكز حوزهها از نظر جهات نعمات شهرى از آبادانى كامل برخوردار نيستند ، و از طرفى چون به جهات اخلاقى بايد جهات نسبى زندگى همكيشان را در نظر گرفت بايد از بسيارى راحتىهاى دنيا صرفنظر نمود و بايد در اين راه از ديدار قيافهء ناراحت زن و فرزند - / كه از اين نوع زندگى دور و از وسايل آسايش و تفريح ناراحتند - / رنج برد . . . ليكن چه بايد كرد ؟ وظيفه سنگين است و خدا خود مىداند كه چه مقامى بزرگ براى انسانهاى متعهّد و مسؤول و روحانيّين اصيل و پاك در نظر گرفته است .
به فرمودهء امام صادق عليه السلام همهء دنيا در برابر كمترين رشتهاش ارزشى ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - لا يقوم الدنيا بحذ افيرها لاقل سلك منها .