و مىفهماند كه « كليدهاى نهان » نزد خداوند است و جز او كسى خبر ندارد « 1 » شما چه مىدانيد ؟ تدبيرها به ظاهر متفاوت است ولى از نظر كلّى در آفرينش هيچ تفاوتى نيست . « 2 » و همهء امور در زير برنامهء كلّى خلقت قرار دارند هدايت و گمراهى به دست خداوند است . اگر بخواهد همهء مردم مؤمن مىشوند « 3 » خود را ناراحت نكن كه چرا اصلاح نشدند ، اين هم نظم و برنامهاى است بايد كمال اختيارى بيابند و راهش در اين جهان طبيعت ، همين برخوردها و تضادهاست .
ملتها را ببين كه چگونه پس از سالها غفلت بيدار مىشوند « يونس به غضب رفت و ندانست كه از ما نتوان گريخت و خود متنّبه شد » « 4 » مردم ديگرى پيدا شده حركت مىكنند .
مردم يونس ( كه علامت عذاب را ديدند ) مؤمن شدند « 5 » . ابراهيم پيامبر سالها زحمت كشيد و يك نفر را ساخت ، لوط به او ايمان آورد . « 6 » و همان يك نفر پيامبرى ارشاد كننده گشت ، يك نفر هم اصلاح شود مهم است .
مىفهماند كه بايد حقايق را گفت ، دانشمند اگر نگويد و حقايق را كتمان كند ملعون خدا و همهء لعنتگران است و اگر عالم علمش را كتمان
هامش
( 1 ) - و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الّا هو انعام 59 .
( 2 ) - ماترى فى خلق الرحمن من تفاوت ملك 3 .
( 3 ) - و لو شاء الله لجمعهم على الهدى فلا تكونّن من الجاهلين انعام 35 .
( 4 ) - و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظنّ ان لن نقدر عليه . . . انبياء 87 .
( 5 ) - . . . قوم يونس لماّ آمنوا كشفناء عنهم يونس 98 .
( 6 ) - فآمن له لوط و قال انىّ مهاجر الى ربّى عنكبوت 26 .