آورش را دربارهء حادثهء كربلا و ديگر مصائب اهلبيت مىسرايد . « 1 » كميت بن زيد اسدى وقتى وارد بر امام صادق عليه السلام مىشود حضرت مىفرمايد : « كميت جملهاى را دربارهات بگويم كه پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء حسان بن ثابت فرمود : تا از ما دفاع مىكنى همواره روح القدس به همراهت » ! و وقتى قصيده « 2 » نونيهاش را مىخواند حضرت گريان مىشود و مىفرمايد : « خداوندا گناهان كميت را ببخش » !
و اين قصايد به حدى در اجتماع مؤثّر بود و مردم را بر ضد خلفا جنبش مىداد كه شاعران مزبور در فشار قرار مىگرفتند كه ابراهيم بن عباس - / او نيز قصايدى در مدح امام هشتم عليه السلام داشت - / بعدها مجبور شد قصيدههايش را جمع كند و يا از خود نفى نمايد . فرزدق شاعر در زمان عبدالملك به زندان افتاد و مدّتها در زندان بود زيرا به هشام گفته بود : « تو مىگويى من اين شخص را كه مردم احترامش مىكنند - / زين العابدين - / نمىشناسم ، شناختن تو براى او ضررى ندارد او را حتّى سنگريزههاى مكه مىشناسد ، سراسر عربستان از حل و حرم « 3 » او را مىشناسد ، خانهء كعبه او را مىشناسد ، او فرزند بهترين بندگان خدا است . پاك و پاك نهاد است ، اگر نمىدانى بدان ! اين پسر فاطمهء زهرا است ، و جد او خاتم پيامبران است ، در هر نماز بايد پس از نام خدا نام اينها را برد ، اگر پاكان را بشمرند
هامش
( 1 ) - كه با اين شعر شروع مىشود :أفاطم لو خلت الحسن مجد لا * و قد عطشانا بشط فراتو فاطمه عليه السلام كاش حسينت را به روى خاك مىديدى كه با لب تشنه در كنار فرات جان داده است .
( 2 ) - همهء اشعار اين قصيده به حرف « نون » ختم مىشود .
( 3 ) - تا حدود چهار فرسخ اطراف مكّه را حرم مىگويند .