تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفكر (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
باللَّه فاطمى :
ما شئت لا ماشاءت الا قدار * فأحكم فانت الواحد القهار ! ! هرچه تو بخواهى ، نه هر چه تقدير بخواهد * حكم بران كه تو همان يگانه قهار هستى !
و گفته متنبى ، در مدح ديگرى :
ان كان مثلك كان اوهو كائن * فبرئت حينئذ من الاسلام اگر مانند تو بوده يا بشود * من از اسلام بيرون باشم
البته موارد مختلف است ، و گاهى افراط هم زيبا جلوه مىكند . مانند :
فلو قلم القيت فى شقّ راسه * من الضّعف ما غيرت للرسم من نقط اگر در شكاف سر قلمى قرار بگيرم * بس لاغر شده‌ام ديگر ، حتى نقطه‌اى را هم در نوشته خراب نمىكنم .
اساساً چون شعر بيش‌تر با احساسات سر و كار دارد ، مىتواند براى تحريك فرد يا جامعه خيلى مؤثر باشد . اگر افرادى روشنگر و در مسير هدف‌هاى انسانى باشند ، مىتوانند به وسيله‌ى شعر خدمات ارزنده‌ى مهمى انجام دهند . ولى اگر تجارت پيشه و يا مزدور باشند ؛ نه تنها قادر به انجام خدماتى انسانى نيستند ، بلكه جامعه را به سقوط مىكشانند . « والشعراء يتبعهم الغاوون ، الم ترانهم فى كل واد يهيمون ، وانهم يقولون مالا يغعلون ، الا الذين آمنوا وعملوا الصالحات وذكرو اللَّه كثيراً وانتصروا من بعد ما ظلموا . . . » .