تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفكر (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
شعر اقسام زيادى دارد از جمله : 1 - مدح ، مانند شعرى كه يزيد براى ابن زياد انشاء يا انشادا نوشت ، تا او را بيش‌تر استحمار نمايد :
رفعت فما زلت السحاب تفوقه * فما لك الا مقعد الشمس مقعد تو اين قدر بالا رفتى و از ابرها هم بالاتر رفتى * كه جز مكان خورشيد جاى ديگرى ندارى
2 - هجو ، مانند شعر ابن ابى الحديد در مذمت ابى بكر و عمر در حادثه‌ى خيبر :
وللرايه العظمى وقد ذهبا بها * ملابس ذلّ فوقها وجلابيب پرچم بزرگ اسلام كه آن دو نفر به دست گرفتند * سراسر زير پرده‌هاى ذلت قرار گرفت
3 - فخر ، چون شعر اين شاعر فارسى :
منم معلول بىعلت ، كه علت گشته پيوندم * ازل فرزند من باشد ، ابد فرزند فرزندم
4 - بيان شوق :
شوقى اليك شديد ، كما علمت وأريد * فكيف تنكر حبّا ، به الضمير شهيد
5 - حسرت :
ما و مجنون همسفر بوديم در ميدان عشق * او به منزل‌ها رسيد و ما هنوز آواره‌ايم
شعر گرچه بر اساس مبالغه اوج و ارزش مىگيرد ، ليكن اگر به حد افراط رسيد ، عيب شعر مىباشد . مانند شعر اين شاعر در مدح معز