مىشوند كه يقينى و حتى از بديهيات اوليه هستند . مانند خوبى عدالت ، و بدى ظلم ؛ ليكن در جدل كارى به صحت واقعى آنها نداريم و فقط چون مورد قبول عموم و يا طرف مقابل است ، مورد استفاده قرار مىدهيم ، چنانكه مسلمات را چون طرف ما قبول دارد بهكار مىبريم .
مشهورات دو قسمند :
1 - مشهورات عامه كه قضاياى زيادى از آنها انشعاب پيدا مىكنند . مثل : ظلم بد است كه قضاياى بسيارى ديگر چون : آزار يتيم قبيح است و همسايه آزارى بد است و . . . از آن انشعاب مىگيرند .
2 - مشهورات خاصه : قضاياى مشهورى كه مركز انشعاب قضاياى ديگر نيستند و اينها همان مثلهاى رايج در هر لغتى مىباشند . مثل :
كس نخارد پشت من ، جز ناخن انگشت من ، سيلى نقد ، به ز حلواى نسيه ، از آب گل آلود ماهى مىگيرند . . .
در قياس جدلى اين گونه مثلها كه مورد قبول عموم اند مورد استفاده قرار مىگيرند .
جدل در يونان قديم به معناى مطلق مباحثه مىآمده و به لغت يونانى « ديالگو » گفته مىشده است . دياليكتيك هم از ديالگو گرفته شده كه اينك در برخى مكتبهاى منطقى به معناى تحول به كار مىرود . منطق ديالكتيك ، يعنى منطقى كه بر اساس تحول و عدم ثبات جهان بنا شده است . البته منطق مزبور در پناه اين لغت خودش مطالبى خلاف واقع گفته است كه در كتاب « منطق مقارن » و نيز در دفتر اول « فلسفه » ، مختصراً توضيح دادهايم .
تفكر (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٥٦