اساساً در قضاياى امتناعى مانند : ( اجتماع نقيضين محال است ) ، چگونه تجربه مىكنيد ؟ ! تجربه فقط بر اين است كه اجتماع دو نقيض نداريم ؛ اما محال بودن را كه نمىتوانيم تجربه كنيم .
قطعيت برهان
مقدمات قياس برهانى نسبت به نتيجهى آن علّيت تامه داشته و ادراك آنها موجب ادراك نتيجه مىباشد ، و به تعبير ديگر قياس برهانى يقينى است . اين گونه ادراك را علم ضرورى مىنامند ، و بدين جهت لازم است كه محمول قضاياى برهانى نسبت به موضوعات آنها ذاتى باشند . منظور از ذاتى در اين بحث هر عارضى است كه مقتضاى ذات معروض باشد ، و در نتيجه از اعتقاد به موضوع اعتقاد به محمول ، لازم بيايد . مثلًا عدد ، زوج و يا فرد است ، قضيهاى يقينى مىباشد ؛ زيرا زوجيت و فرديت لازمهى ذات عدد مىباشد . مقدمات برهان كه يا از بديهيات ششگانه اوليه هستند و يا مطالبى نظرى هستند كه از بديهيات گرفته شدهاند ، به هر حال يقينى هستند و محمولاتشان هر چند با وسائطى زياد مقتضاى خود موضوع مىباشند . و اين معنا در اصطلاح ، عرض ذاتى خوانده مىشود .
برهان لمى و انّى
اگر مقدمات برهان ، علت واقعى پيدايش نتيجه باشند ، برهان را " لمّى " مىخوانند و اگر نه " انّى " ، مثلًا اين قياس : زيد درآمدش خيلى كمتر از مخارجش مىباشد و هر كس چنين باشد معمولًا ورشكست مىشود / زيد ورشكست مىشود ، از قبيل برهان لمّى مىباشد ؛ زيرا مقدمات ، علت نتيجه مىباشند .