ولى مثلًا : ( جهان حادث است و هر حادثى متغير مىباشد / جهان متغير مىباشد ) ، از قبيل برهان انّى مىباشد ؛ زيرا حدوث علت تغيير نمىباشد ، بلكه هر دو ، يعنى حدوث و تغيير معلول امكان و فقر جهان مىباشد .
علت واقعى را واسطهى در ثبوت مىگويند چنانكه علت درك چيزى را ( اعم از اين كه علت واقعى هم باشد يا نه ) ، واسطهى در اثبات مىگويند .
پس مقدمات هر قياسى نسبت به نتيجهى آن ، واسطهى در اثبات مىباشند ، و مقدماتى كه علت واقعى نتيجه هم باشند ، علاوه بر اين كه واسطهى در اثبات هستند واسطهى در ثبوت نيز مىباشند .
شرافت قياس برهانى
قياس برهانى از همه انواع قياس اشرف است ؛ زيرا يقينى است و يقين بالاترين آگاهى است . هرچند برخى قياسهاى ديگر ، چون خطابه احساس انسانى را بهتر و سريعتر ارضاء مىكنند ، ليكن احساسى ارزش دارد كه تحت نفوذ يقين و تعقل باشد . ولى در اين كه آيا برهان لمّى بهتر از انّى است يا برعكس ، اختلاف است . گروهى چون ابن سينا و صدرالمتألّهين و سبزوارى برهان لمّى را مهمتر مىدانند ؛ زيرا علت اشياء را مورد نظر قرار مىدهد و از راه علت به معلول مىرسد . برخى از اينها اساساً استدلال از معلول بر علت را محال مىدانند ؛ ولى گروهى چون محقق طوسى و قوشچى و بيشتر اروپائيان برهان انّى را مهمتر مىدانند و حتى برخى مىگويند :
اساساً ما نمىتوانيم علت را جز از راه معلول بشناسيم ، پس همواره معلول براى ما آشناتر مىباشد . توضيح اين بحث را در كتابهاى مفصل بجوييد .