سوى آنچه بايد باشد ، به هر قيمت ممكن .
مفسر و فيلسوف شهير استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى مىگويد :
عدهاى امامت را « نبوت » و پيش بودن و مورد اطاعت بودن معنى كردهاند ، عدهاى ديگر جانشينى يا وصايت و سفارش يا رياست در امور دين و دنيا . . . ولى هيچ يك از آنها نيست !
« نبوت » متحمل شدن اخبار الهى است و « رسالت » متحمل شدن تبليغ به ديگران ، . . . جانشينى و وصايت هم يك نوع نيابت است ، رياست هم نوعى اطاعت شدن يعنى منشاء فرمان بودن در اجتماع است و اينها همه غير از معناى « امامت » است .
امامت اين است كه انسان مقتداى ديگران بوده و آنها رفتار و گفتارشان را با او تطبيق دهند . روشن است كه اين معنى ندارد كه خداوند به يكى از پيامبران كه واجب الاطاعه است بگويد : تو را پيامبر قرار مىدهم يا تو را در آنچه تبليغ مىكنى واجب الاطاعه قرار مىدهم و يا رياستى مىدهم كه در دين امر و نهى كنى ، يا تو را وصى و خلافت در زمين مىدهم كه در منازعات مردم قضاوت كنى . . . « 1 »
« در قرآن كريم هر كجا سخن از امامت به ميان آمده كلمهء هدايت و راهنمائى هم به عنوان شرح و تفسير به دنبال آن آمده است . خداوند در يكى از داستانهاى ابراهيم مىفرمايد : به او اسحق داديم و يعقوب هم زيادتى ، و همه را شايسته قرار داديم و امامانى نموديم كه با امر ما هدايت مىكنند » « 2 »
هامش
( 1 ) - و در آيه قرآن آمده است كه خداوند به ابراهيم مىفرمايد : تو را براى مردم امام قرار مىدهم . پس امامت هيچ يك از اين معانى نيست
( 2 ) - انبياء آيه 73