تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
استاد بزرگوار اطال اللّه عمره « 1 » مىفرمايد : خلافت به حسب اصطلاح دو معنى دارد : 1 - خلافت الهى تكوينى كه تنها در اولياء خالص خداوند چون پيامبران مرسل و ائمه اطهار عليهم السلام مىباشد . 2 - معناى اعتبارى قرار دادى چون نصب نمودن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله امير مومنان عليه السلام را به عنوان حاكم مسلمانان . و همين رياست ظاهرى قرار دادى است كه مورد اعتناء ائمه عليهم السلام نبوده و تنها به عنوان وسيله‌اى براى اجراء حق و عدل مىخواسته‌اند و على عليه السلام دربارهء آن مىگويد : به خدا سوگند كه اين كفش پاره پيش من بهتر از اين حكومت است . « 2 » و نيز مىفرمايد : سوگند به آنكه دانه را شكافته و انسان‌ها را آفريده اگر حضور مردم و تماميت حجت الهى بدين سبب نبود و اگر اين پيمان خدا از آگاهان نبود كه بر شكم پرورى ستمگر و ناتوانى ستم كش نبايد صحه بگذارند ، قطعا ريسمان خلافت را بر كوهان شترش رها مىكردم كه هر كجا مىخواهد برود و آخر كار را نيز همانند اولش و به همان ظرف اولش آب مىدادم و مىديديد كه اين دنياى شما پيش من از عطسهء بزى هم خوارتر است . « 3 » ولى مقام خلافت بزرگ الهى هيچ گاه نزد حضرت عليه السلام كوچك نبوده و امكان ترك و دور انداختن هم ندارد » . « 4 »
هامش
( 1 ) - منظور امام خمينى است كه در شرايط سالهاى اواخر دهه پنجاه نام بردن از ايشان در يك نوشته كاملا ممنوع و مشكل ساز بود ، و ساواك بارها به منزل نويسنده ريخته و اسناد و نوشتجات زيادى را بردند كه از جمله آنها نوشتجاتى بود كه به نوعى ارتباط با مرحوم امام داشت ( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبه 33 ( 3 ) - نهج البلاغه ، خطبه 3 ( 4 ) - كتاب البيع ج 2 ص 466