ظاهريه را يكى از شئون خلافت باطنى گرفته و پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان را يكى از مهرههاى علل ايجاد عالم محسوب داشته است كه اصطلاحا ولايت تكوينى ناميده مىشود . رياست ظاهرى اين بزرگان تجلى قسمتى از آن رياست و دخالت باطنى آنهاست .
بسيارى از محققين بزرگ همين روش را در تعريف امامت و حكومت اصيل اسلامى پيمودهاند و حكومت ظاهريه اصيل اسلامى را كه تنها در شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام است فرع همان خلافت باطنى و جانشينى اين انسانهاى كامل نسبت به خداوند محسوب داشتهاند .
در اين زمينه نوشتهاى عميقتر و عالمانهتر از نوشتهء استاد بزرگوارم مرجع اكبر اسلام اطال الله عمره نديدم . معظم له خلافت ظاهرى پيامبر و ائمه را از شؤون خلافت باطنى آنها دانسته و سلسلهء خلافت را از ظاهر عالم به باطن آن و تا به عالم به اصطلاح « واحديت » حق تعالى كه نوعى خلافت از مقام « احديت » است پيوند داده است . « 1 »
محقق لاهيجى در كتاب « گوهر مراد » ص 329 مىگويد : امامت رياست عامه مسلمين در امور دنيا و دين بر سبيل خليفگى و نيابت از پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد .
نامبرده اضافه مىكند : تعريف مزبور مورد اتفاق ما و مخالفين ما مىباشد ، با اين كه امامانى كه مخالفين قبول دارند مورد تعريف مزبور نيستند ، چه كه رياست در امور دين متوقف بر معرفت امور دينى
هامش
( 1 ) - مصباح الهدايه فى حقيقه الولاية - خطى . ( پس از انقلاب اسلامى اين كتاب نيز به چاپ رسيده است )