موقعيت مذهب در خطر است و انقلاب مىكنند ، از ناليدنهاى لنين از روحانيون انقلابى روسيه ( در نامهاش به ماكسيم گوركى ) مىفهميم لنين مىترسيده آنها رل انقلاب را در دست گيرند و حكومت را ببرند ، آرى آنها بودند كه تزار را خارج از مذهب معرفى كردند و مردم را بر انگيختند ، ليكن متاسفانه در برابر كودتاى داخلى كمونيسم نتوانستند يا سستى كردند . « 1 »
حكومت الهى داود و فرزندش سليمان نيز در آيات 15 - 44 سوره « نمل » و 10 - 14 سورهء « سبا » بيان شده است .
حكومتى الهى كه از حكمت علمى و عملى ، دانش حقيقى و حقوقى بارور بود و كمال قدرت و سلطه را در اجتماع انسانى و حتى حيوانات نيز داشت .
سليمان از ارتش خودشان مىبيند و دقيقا افراد غايب و متخلف را مجازات مىكند . به جهاد و فتح كشور « سبا » و تغيير اعتقاد خرافى خورشيد پرستى توفيق مىيابد .
از آيات رهبرى ابراهيم استفاده مىشود كه حكومت و رهبرى ، مقام به خصوص يك رهبر الهى است ، هر چند خانه نشين و يا تبعيد شود . ابراهيم پيشواى مردم قرار داده شده و بر اين منصب الهى باقى بود هر چند از طرف نمرود تبعيد شد ، نمرود حكومت ملى و الهى
هامش
( 1 ) - و حتماً در ايران هم اگر ولايت فقيه در رأس رياست جمهورى نبود ، همچون شوروى ، كودتاى كمونيستى محتمل بود ، چنان كه كمونيستها خود را آماده كرده بودند ، در اكثر جاها رسوخ كرده و طبق دستور مركزيت سازمان خودشان ، همه جا از انقلاب ستايش مىكردند تا هرچه مىتوانند مناصب را اشغال كنند ، وقتى كيانورى دستگير شد عده زيادى از پيروانش كه دائماً دفاع از انقلاب مىكردند متوارى و فرارى به خارج كشور شدند