تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
فساد و خرابكارى است توى كاروان آبروى مرا مىبرد . از نظر معلومات ، احكام شرعى هم عبدالله بن عمر شش ماه در آذربايجان ايران توقف كرد ، در طول مدت شش ماه نمازش را قصر مىخواند . تمام نمىخواند . مىگفت من مسافرم . شش ماه مانده بود و مىگفت من مسافرم ! نمى دانست با ده روز قصد اقامه ، نماز را بايد تمام خواند . اين هم از سواد و معلوماتش . اما همين عبدا . . . عمر در حادثهء كربلا ايستاد و گفت : اگر غلام من بيعت يزيد را بشكند سر از بدنش جدا مى كنم ، چون نقض بيعت حرام است . اينها همه از نقصان تعقل مىباشد ، اگر ذهن‌هاى مردم يك جامعه برهانى نباشد تدريجا كار به انكار همه چيز ، حتى خدا و همهء واقعيت‌هاى عالم مىرسد . سوفيست‌ها از همينجا پيدا شدند .

سوفيسم در آتن

در آتن جنگ شد . جنگ داخلى . اموال يكديگر را غارت كردند . بعدها محاكمى تشكيل شد . براى اينكه حق به حق‌دار برسد . مردم وكيل مىگرفتند . براى اينكه به حق خودشان برسند . وكلا با سخنرانىهاى خودشان پول مىگرفتند و حق را ناحق مىكردند . در برابر پول ، مال اين را براى آن ، مال آن را براى اين ، اثبات مىكردند . كم كم اين عقيده پيدا شد كه اصلا در دنيا هيچ