ممكنست ايجاد تفرقه كنند ، ولى اينها توجه ندارند كه بحث خلافت يك بحث كهنه نيست ، يك بحث ريشهدار و عميق و دائمى است ، يعنى حاكم بايد از طرف خداوند معين شود و در طول تاريخ ، حق با على بود يعنى همواره على و اولاد او خلفاء پيامبر اكرم ( ص ) هستند و اينك هم حق خلافت با حضرت مهدى ارواح النافداهمىباشد و اگر او نائب يا نائبانى معين نمود آنها فقط حق خلافت دارند . ثانياً گفتن حقيقت كه ايجاد تفرقه حساب نمىشود قرآن كريم مىفرمايد : « و من احسن قولًا ممّن دعا الى الله و عمل صالحاً و قال اننى من المسلمين » ص 33 فصلّت . و گرنه قيام امام حسين ( ع ) هم مىشود تفرقه افكنى ! يك بحث علمى كه بدست گرفتن سلاح و سبّ و دشنام نزاع نيست تا تفرقه افكنى باشد و گرنه اساساً تكامل علوم بايد متوقف شود . اين خود يك حرف استعمارى است كه عدهاى به دست گرفتهاند تا با آن بهانه مانع راه خدا و صدّ عن سبيل الله كنند .
گاهى مىگويند : چرا امامان بعدى روى اين بحث اصرار نكردند ! جواب : گويا مطالعه نكردهاند ، كلمات امامان در مسئله خلافت بسيار زياد و روشن است ، با اينكه در زمان تقيه بودهاند ، ليكن از هر فرصتى براى بيان حقائق استفاده كردهاند به كتابهاى
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٥٢