روزه كن ، نمىدانى چقدر روزه فضيلت دارد ؟ نزديك ظهر شد ، گفت صبر كن چيزى به ظهر نمانده ، نماز ظهرت را در مسجد بخوان ، بعد از ظهر به او گفت : صبر كن طولى نمىكشد كه وقت فضيلت نماز عصر مىرسد ، آن را هم در وقت فضيلتش بخوانيم . بعد از خواندن نماز عصر گفت : چيزى از روز ، باقى نمانده است بمان تا نماز مغرب . تازه مسلمان ، بعد از نماز مغرب حركت كرد كه به خانه برود تا افطار كند كه رفيق مسلمانش گفت : يك نماز بيشتر نمانده و آن نماز عشاست ، صبر كن ! تا يك ساعت ديگر وقت فضيلتش مىرسد ، آن را هم مىخوانيم و مىرويم . وقت نماز عشا رسيد نماز را خواندند و تازه مسلمان به خانهاش رفت . فردا شب دوباره تازه مسلمان هنگام سحر صداى در را شنيد ، پرسيد : كيست ؟ گفت : من فلان همسايهات هستم زود وضو بگير و لباس بپوش تا به اتفاق به مسجد برويم .
تازه مسلمان گفت : من همان ديشب كه از مسجد برگشتم ، از اين دين هم برگشتم برو يك آدم بيكارتر از من پيدا كن كه كارى نداشته باشد و بتواند وقت خود را در مسجد بگذراند . من آدمى فقير و عيالمندم ، بايد دنبال كار و كسب روزى بروم .
مىبينيد كه اين مرد مسلمان احكام شريعت را به مرد تازه مسلمان مىگفت ، حالا يا واجب يا مستحب ، ولى با اين حال امام فرمود : اين كار را نكنيد همهء احكام را يك دفعه به آنها نگوييد ، هر چند اين داستان راجع به مستحبات بوده ، ولى ملاكش يكى است . چون يكى از گناهان كبيره آن است كه انسان آن قدر به خودش فشار و سختى وارد آورد كه از دين برگردد . پس وقتى راجع به خود انسان اين حكم صادق باشد ، راجع به گفتن احكام به ديگرى نيز همين طور خواهد بود .
بنابراين ، تمام آيات در هر زمان قابل استفادهء عملى هستند ، يعنى هر چند حكم ، نسخ شده ، ولى در عين حال ، ملاك حكم باقى است ؛ يعنى در هر زمان كه عدهاى بخواهند براى خود شيرينى با رهبر درگوشى صحبت كنند ، و بعد از اين جريان ، سوء استفاده كنند ، بايد براى صحبت كردن با رهبر ، قانونى وضع شود تا هر كسى نتواند به سادگى با رهبر درگوشى صحبت كند .
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢١٥