تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
كتابى كه دربارهء مردم ايران نوشته ، مىگويد : من تعجب مىكنم ، چرا ايرانيها همه جاى يكديگر را رها كرده و از دماغ يكديگر مىپرسند ؟ و وقتى به هم مىرسند مىگويند : دماغت چطور است ؟ خوب اين عدم اطلاع از ادبيات يك فرهنگ است و باعث مىشود كه نداند دماغت چاق است ، كنايه از چه معنايى است . لذا به سنّت يك ملّت اشكال مىكند . ما در روايات مواردى داريم كه آقايان از اين نظر به اشتباه افتاده‌اند ، در رواياتى فقهى كه عبارت روايت ، كنايه است ، آنها تنها معناى لغوى آن را گرفته‌اند و دچار اشتباه در فهم روايت شده‌اند . 3 - پيش از اين گفتيم كه اساس كلمات و تراكيب قرآن بر توسعه است و اصلا روش تفسيرى اهل بيت بدين صورت بوده است . و اين توسعهء در معنا ، در كلام شعرا و بزرگان نيز هست ؛ مثلا حافظ مىگويد : چهارده ساله بتى چابك و شيرين دارم . به نظر مىآيد كه مراد ، چهارده ساله است ، در حالى كه چهارده ساله اشاره به مربّى چهل ساله است .
حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً
« 1 » و در قرآن از اين موارد بسيار وجود دارد از جمله :
وَ لَيالٍ عَشْرٍ
؛ يعنى دوران حكومت امام حسن مجتبى تا امام حسن عسكرى - عليهما السّلام - كه دوران حكومت ظلمه بود و ائمّه خانه نشين شده بودند .
« فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ . . . »
هم به معناى وضوى ظاهرى است و هم به اين معناست كه صورت وجودت را نيز پاك كن . همان معنايى كه ارباب معرفت مىگويند سرّ وضو در آن است . يكى از عوامل مهم نفهميدن آيات قرآن ، ندانستن تأويل است ( كه همان توسعهء در معناست ) . تأويل از مادهء « اول » است ؛ يعنى ريشه‌يابى ، يك مفهوم را اگر ريشه‌يابى كرديد به معناى اوسع يا تأويل مىرسيد . اگر تأويل آيات را كسى فهميد ،
هامش
( 1 ) - احقاف / 15 .