بدان عمل نمىكنيم .
اين هم درست نيست ، چون صرف عمل نكردن كه آيه را متشابه نمىكند . ما اين همه داستان در قرآن داريم كه عملى نيستند ، مثل داستان آدم و حوّا ، در حالى كه متشابه هم نيستند .
12 - متشابهات ، آيات الصافات هستند ؛ مثل عليم و قدير و حكيم و خبير ، و صفات انبيا نيز از متشابهات است . اين قول نيز از ابن تيميّه نقل شده است .
در پاسخ بايد گفت كه اوّلا : آيات الصفات به صورت موجبه جزئيه از متشابهات است و نه صفات انبيا . ثانيا : ما غير اينها هم متشابه داريم و متشابهات فقط به اين آيات محدود نمىشود .
13 - محكم آن است كه عقل بدان راه دارد ، ولى متشابه آن است كه عقل راهى بدان ندارد . انحصار كردن متشابه و محكم به راه داشتن و نداشتن عقل صحيح نيست .
14 - محكم آن است كه ظاهر آن اراده شود ، و متشابه آن است كه خلاف ظاهرش اراده شود .
مرحوم علامه طباطبايى مىفرمايند : قول شايع بين متأخران ، اين قول است ، ولى اشكالش اين است كه اين ، اصطلاحى است محض و نه بيشتر ، وصف محكم و متشابه كه در آيه است به اين تعريف ، منطبق نمىشود ، زيرا به متشابه ، متشابه مىگويند ، از حيث تشابه در مقصود و معنا ، نه از حيث ارادهء خلاف ظاهر و تشابه ، غير از ارادهء خلاف ظاهر است .
15 - محكم آن است كه دربارهء معنايش اجماع است و همه معنايش را مىدانند ، ولى معناى متشابه ، اختلافى است . علامه مىفرمايد : بنابراين ، بايد همهء قرآن ، متشابه باشد ، زيرا هيچ جا نوعا اتفاق به آن معنا وجود ندارد .
16 - متشابه آن است كه تفسيرش مشكل است ، ولى محكم ، تفسيرش مشكل نيست . مفردات راغب اين چنين دارد كه : المتشابه من القرآن ما اشكل تفسيره لمشابهته بغيره امّا من حيث اللّفظ او من حيث المعنى فقال الفقهاء . . . ؛ متشابهء قرآن ،
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٦٩