به محكمات عمل شود و متشابهات را عمل نكرد .
اين معنا نيز مردود است ؛ زيرا « متشابه » به معناى تشابه داشتن است و اصلا ربطى به « عمل » ندارد .
5 - محكمات آن است كه دليلش واضح باشد و متشابهات آن است كه براى فهميدنش ، تامل و دقت لازم مىباشد . بايد از اينها پرسيد : آيا به هر چيزى كه فهمش به دقت احتياج دارد ، متشابه مىگويند ؟ مسلّما اين گونه نيست .
6 - محكم آن است كه براى علم به آن راهى داريم ، حالا يا با دليل واضح و روشن ، و يا با دليل خفىّ ، امّا متشابه آن است كه براى علم به آن راهى نداريم ؛ مثلا هنگام رستاخيز ، جز و متشابهات است ، چون براى آگاهى به آن راهى نداريم .
اين قول هم قابل قبول نيست ، زيرا قرآن ، محكم و متشابه را وصف آيه گرفته است و اين كه قيامت چه زمانى رخ مىدهد به آيه ربطى ندارد ، زيرا خود آيه نخواسته اين معنا را معيّن بكند .
7 - محكمات ، آيات الاحكام است و متشابهات ، غير از آيات الاحكام است .
اين نيز باطل است ، زيرا به صرف اين كه آيه از آيات الاحكام نيست ، متشابه نمىشود ؛ مثل آياتى كه داستان انبيا را نقل مىكند ، اينها هيچ گونه تشابهى ندارند .
8 - محكم آن است كه تأويل ندارد و فقط يك وجه دارد ، ولى متشابه ، وجوه گوناگونى دارد .
اين گفته بد نيست ، ولى مطلب را زياد واضح و روشن بيان نكرده است .
9 - محكم ، محكم است و متشابه ، مشتبه .
اين هم كه تعريف لفظ به لفظ را بيان كرده است .
10 - متشابه ، به بيان احتياج دارد و محكم به بيان نيازمند نيست .
اين هم تعريف به « رسم » كرده است . اينها آثار محكم و متشابه است ، نه تعريف آنها .
11 - ابن تيميه كه رئيس وهابيها است مىگويد : محكم آن است كه به آن ايمان مىآوريم و بدان عمل مىكنيم ، ولى متشابه آن است كه به آن ايمان مىآوريم ، ولى
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٦٨