همچنين لجام زدن به حيوان را هم ، « حكم » مىگويند ؛ به تناسب اين كه حيوان تند نرود .
تشابه هم از باب تفاعل است كه مشترك بين چند نفر است . پس آيات متشابه ، يعنى آياتى كه در چند معنا با هم متشابه بوده و چند معناى شبيه به هم دارند .
راغب در المفردات مىگويد : « المحكم ما لا تعرض عليه شبهة ؛ محكم آن است كه شبههاى در آن راه ندارد . » « و المتشابه ما لا ينبى ظاهره عن المراد ؛ متشابه آن است كه ظاهرش ، مقصود را روشن نمىكند » .
بعضى تصور كردهاند كه متشابه همان مبهم است ، ولى اين تصور اشتباهى است ، زيرا مبهم ؛ يعنى چيزهايى كه گفته نشده ، زيرا در صدد بيان آنها نبوده است .
فرض كنيد در آيهء كريمه دارد :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » . معناى آيه واضح است ، امّا بيان نمىدارد كه اسماء چه بوده است ؟ اين را مبهم مىگويند نه متشابه . متشابه آن است كه معناى آيه ، اصلا واضح نيست . مثل آيهء :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 2 » . معناى آيه اصلا معلوم نيست ، خدا بر روى عرش ! اين آيه به چه معناست ؟
گاهى يك آيه هم مبهم است و هم متشابه ؛ مانند آيهء :
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ
« 3 » پس آيه از اين جهت كه به خدا نسبت اضلال و هدايت داده شده ، متشابه است ، و در عين حال مبهم نيز هست ، زيرا گفته نشده كه چطور خدا هادى و مضلّ است ، و اين كه شرح صدر مىدهد ؛ يعنى چه ؟ آيا به اين معناست كه سينهاش را گشاده مىكند ؟ ما هيچ نمىدانيم !
هامش
( 1 ) - بقره / 29 .
( 2 ) - طه / 4 .
( 3 ) - انعام / 134 .