او بر مىگردند . امّا فهم اين مسائل ذوق و دقّت بسيارى مىخواهد . در قرآن تنها اشاراتى به اين مطالب دارد و « هر كسى را نتوان گفت كه صاحبنظر است عشقبازى دگر و نفس پرستى دگر است » .
امّا قسم دوّمش ، سه تعريف مهم « سفر انسان » ، « مسائل مرگ » و « مسائل بعد از مرگ » را دارد .
امّا قسم سوم كه در معاد و مقامات است ، دربارهء احوال سالكان طريق است ؛ آنهايى كه در مسير صراط مستقيم بودهاند . و يك قسمت هم در محاجّهء با كفّار است .
پايان كلام ملاصدرا .
معناى محكم و متشابه
گفتيم يكى از مطالب مهم علم تفسير ، شناختن مقولات آن است . يكى از آن مقولات محكم و متشابه نام دارد . قرآن مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ
« 1 » ؛ او خدايى است كه قرآن را بر تو نازل كرد ، بعضى از آن ، آيات محكمات هستند كه « امّ الكتاب » هستند و بعضى متشابهاتند . كسانى كه در قلوبشان انحراف و ميل به باطل است از آيات متشابه تبعيّت مىكنند » . محكم به معناى « اتقان » است . بسيارى محكم را « صفت » لفظ گرفتهاند ، ولى ما مىپنداريم كه محكم صفت آيه است و آيه ، تنها لفظ نيست ، بلكه ممكن است معناى آيه نيز به دلالت مطابقى « محكم » باشد . دربارهء لفظ « محكم » فرهنگ شناسان كلمات متعدّدى آوردهاند ، از جمله گفتهاند : كلام متقن ، كلامى است كه دلالتش واضح و روشن است و داراى وجوه مختلف نيست . محكم مشتق از « حكم » است و به معناى منع و جلوگيرى كردن است .
هامش
( 1 ) - آل عمران / 5 .